آدمها
بعضی آدمها مثل شعرند...یه شعر نو...باید قشنگ خوندشون...حسشون کرد... بعد حفظشون کرد... باهاشون یخ کرد...داغ شد...نمیشه یهویی هضمشون کرد....باید اهل باران و مه بود...اهل خیال بود....خیلی که بخوای باهاشون منطق داشته باشی ، بال میزنن میرن ...درست مثل لحظه ای که از خواب بلند میشی و تو حال و هوای رویایی که داشتی میدیدی هستی و نباید خیلی دقیق به مغزت فشار بیاری که چی داشتی میدیدی چون یهویی همش میپره....یادت میاد تو اون لحظه ها چقدر نرم باید باشی ؟
این درست همون حالتیه که با این آدمها باید داشت

خدا آدمیان را نیافریده....انگاری سروده ...نه یکبار....هر بار
یادت نره
تو ترنم یک رباعی در لبان خداوندی...بدرخش !
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۰۲ ساعت توسط فاطمه بیدی
|