سر به گريبان داشت، و در انديشه!

در پاسخ پدرم، كه به چه مىانديشد گفت: به خود، به اينكه چگونه مىتوانم از خود گذشت!

و به گمانش كه به زور عقل مىتوانست!

پدرم گفت: به زور و زر ميسر نيست اين كار!

مگر بالا رود، دست، و تازيانه عشق!